محمد مهدى ملايرى
290
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جنگها و سفرهاى او در زمين و سرگذشتهاى او است » ، « 1 » و از اين وصف پيدا است كه مقصود او كتابى ديگر غير از عهد اردشير است كه موضوع آن چنان كه گفتيم پند و اندرز و دستورالعملهايى دربارهء آيين كشوردارى است . از ترجمهء عربى اين كارنامه چيزى به ما نرسيده تا بتوان دربارهء تطبيق آن با نسخهاى از همين كارنامه كه جزء متون پهلوى موجود است سخنى گفت . در فهرست ابن نديم نيز ضمن كتابهايى كه ابان بن عبد الحميد لاحقى به نظم درآورده از كتابى هم به نام « سيرة اردشير » ياد شده « 2 » كه شايد مقصود همين كتابى باشد كه مسعودى ذكر كرده نه عهد اردشير . دربارهء سخنانى كه از اردشير در مآخذ عربى نقل شده و در نسخهء موجود عهد اردشير نيست گفتيم كه احتمال دارد كه آن سخنان از كتاب ديگرى منسوب به اردشير در مآخذ عربى راه يافته باشد . اگر اين كتاب ديگر همين كارنامه باشد كه مسعودى ذكر كرده ناچار بايد بگوئيم كه آن كتاب علاوه بر مطالبى كه در نسخه پهلوى و حتى در نسخهاى كه فردوسى از آن نقل كرده موجود است ، شامل مطالب ديگرى هم در پند و موعظت و دستور العملهايى در ادارهء امور دولت نيز بوده است . « كتاب موبدان موبد فى الحكم و الجوامع و الاداب » از اين كتاب جز همين عنوان اطلاع ديگرى نداريم ولى از همين عنوان مىتوان حدس زد كه مطالب آن از چه قبيل بوده . دربارهء حكم ( جمع حكمت ) و آداب ( جمع ادب ) پيش از اين توضيح داده شده ولى دربارهء « جوامع » كه در وصف مطالب اين كتاب ذكر شده توضيحى لازم است كه در اينجا اضافه مىشود . مراد از « جوامع » سخنان كوتاه حكمتآميز است كه در لفظى اندك معنائى بزرگ نهفته دارند ، چيزى كه امروز از « كلمات قصار » فهميده مىشود . اين كلمه از جوامع الكلم
--> ( 1 ) . « و لاردشير بن بابك كتاب يعرف بكتاب الكرنامج فيه ذكر اخباره و حروبه و مسيره فى الارض و سيره » مروج الذهب ، ج 2 ، ص 161 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 119 .